تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٣
است، بنابراين در گواهىهاى خود مراقب حق و عدالت باشيد. «١»
در اينجا دو سؤال پيش مىآيد:
نخست اين كه: از آيات ديگر قرآن استفاده مىشود: پيامبران شاهدان و گواهان بر امت خويشند، در حالى كه از آيه فوق بر مىآيد: آنها از خود نفى علم مىكنند و همه چيز را به خدا وامىگذارند.
اين دو چگونه قابل جمع است؟
پاسخ اين است: ميان اين دو تضاد و اختلافى نيست، بلكه مربوط به دو مرحله است، در نخستين مرحله كه آيه مورد بحث اشاره به آن است، انبياء در پاسخ سؤال پروردگار اظهار ادب كرده، و از خود نفى علم نموده، و همه چيز را موكول به علم خدا مىكنند.
ولى در مراحل بعد آنچه را مىدانند در مورد امت خود بازگو مىكنند و گواهى مىدهند.
اين درست به آن مىماند كه: گاهى استاد به شاگرد خود مىگويد: «پاسخ فلان شخص را بده»! شاگرد نخست اظهار ادب كرده و علم خود را در برابر علم او، هيچ توصيف مىكند و پس از آن آنچه را مىداند مىگويد.
ديگر اين كه: چگونه انبياء از خود نفى علم مىكنند با اين كه آنها علاوه بر علم عادى، بسيارى از حقايق پنهانى را از طريق تعليم پروردگار مىدانند؟!
گر چه در پاسخ اين سؤال مفسران بحثهاى گوناگونى دارند، ولى به عقيده