تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢١
قبرهايشان هم از يكديگر فاصله داشته باشد، يك مرتبه تمام اين آداب و رسوم را در هم بشكنند، و اين زنجيرهاى عظيم را از دست و پاى خود بردارند و به آئينى بپيوندند كه پيشگامان آن به اصطلاح از طبقه فقرا و پائين محسوب مىشوند.
سپس اضافه مىكند: كار اين توانگران به جائى مىرسد كه: با نگاه تحقير به مؤمنان راستين نگريسته، مىگويند: «آيا اينها هستند كه خداوند از ميان ما برگزيده، و نعمت ايمان و اسلام به آنها ارزانى داشته است»؟! «لِيَقُولُوا أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا». «١»
آيا اينها قابل چنين حرفهائى هستند؟!
بعد از آن به آنها پاسخ مىگويد كه: اين افراد با ايمان مردمى هستند كه شكر نعمت عمل و تشخيص را به جا آورده و آن را به كار بستهاند.
همچنين شكر نعمت دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله را به جا آورده و از او پذيرا شدهاند.
چه نعمتى از آن بزرگتر و چه شكرى از آن بالاتر!
به خاطر همين، خداوند، ايمان را در قلوب آنها راسخ گردانيده است «آيا خداوند شاكران را بهتر نمىشناسد»؟! «أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرينَ».
***
نكته:
يك امتياز بزرگ اسلام
مىدانيم در مسيحيت كنونى دايره اختيارات رؤساى مذهبى به طرز غير منطقى توسعه يافته تا آنجا كه آنها براى خود حق بخشيدن گناه قائل هستند، و به