تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٧
٥٠ قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمى وَ الْبَصيرُ أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ
ترجمه:
٥٠- بگو: «من نمىگويم خزائن خدا نزد من است. و من، (جز آنچه خدا به من بياموزد،) از غيب آگاه نيستم! و به شما نمىگويم من فرشتهام. تنها از آنچه به من وحى مىشود پيروى مىكنم». بگو: «آيا نابينا و بينا مساويند؟! پس چرا نمىانديشيد»؟!
تفسير:
آگاهى از غيب
آيه فوق، دنباله پاسخگوئى به اعتراضات گوناگون كفار و مشركان است و به سه قسمت از ايرادهاى آنها در جملههاى كوتاه، پاسخ داده شده است:
نخست اين كه: آنها به پيامبر صلى الله عليه و آله پيشنهاد معجزات عجيب و غريبى مىكردند، و هر يك به ميل خود پيشنهادى داشتند، حتى قانع به مشاهده معجزات مورد درخواست ديگران نيز نبودهاند.
گاهى خانههائى از طلا.
گاهى نزول فرشتگان.
زمانى تبديل سرزمين خشك و سوزان «مكّه» به يك باغستان پر آب و ميوه.
و گاهى موضوعات ديگر از پيامبر صلى الله عليه و آله تقاضا مىكردند. چنان كه در سوره «اسراء» ذيل آيه ٩٠ شرح آن خواهد آمد.