تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٥
٢- آيا در انشاء، صدق و كذب است
ممكن است گفته شود: آرزو كردن، چيزى نيست كه دروغ و راست در آن باشد، و به اصطلاح از قبيل «انشاء» است و در انشاء صدق و كذب وجود ندارد.
ولى اين سخن درست نيست؛ زيرا بسيارى از انشاءها يك مفهوم خبرى به همراه دارد كه صدق و كذب در آن راه مىيابد، مثلًا گاه مىشود كسى مىگويد:
«آرزو مىكنم: خداوند به من مال فراوانى دهد و به شما كمك كنم».
البته اين يك آرزو است، ولى مفهوم آن اين است كه اگر خداوند چنين مالى به من بدهد من به تو كمك خواهم كرد و اين يك مفهوم خبرى است كه ممكن است دروغ بوده باشد، لذا طرف مقابل كه از بخل و تنگ نظرى او آگاه است، مىگويد: دروغ مىگوئى اگر هم به تو بدهد، هرگز چنين نخواهى كرد (اين موضوع در بسيارى از جملههاى انشائيه ديده مىشود).
***
٣- دليل اين كه با بازگشت به دنيا تغييرى حاصل نمىشود
اين كه در آيه مىخوانيم: اگر آنها به دنيا برگردند باز همان كارها را تكرار مىكنند، به خاطر اين است كه: بسيارى از مردم هنگامى كه با چشم خود نتائج اعمال خويش را ببينند، يعنى به مرحله شهود برسند، موقتاً ناراحت و پشيمان شده و آرزو مىكنند كه بتوانند اعمال خويش را به نوعى جبران نمايند.
اما اين ندامتها كه مربوط به همان حال شهود و مشاهده نتيجه عمل است ندامتهاى ناپايدارى مىباشد كه براى همه كس به هنگام رو به رو شدن با مجازاتهاى عينى پيدا مىشود، ولى هنگامى كه مشاهدات عينى كنار رفت اين خاصيت نيز زائل مىشود، و وضع سابق تكرار مىگردد.