تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٦
ما گذاشته است، او است كه به ما قدرت و نيرو و اراده و اختيار داده است، بنابراين، چون همه مقدمات از او است مىتوان اعمال ما را به او نسبت داد و او را خالق آنها دانست.
ولى از اين نظر كه تصميم نهائى با ما است، مائيم كه از قدرت و اختيار خداداد استفاده كرده و يكى از دو طرف فعل يا ترك را انتخاب مىكنيم، از اين جهت، افعال به ما نسبت داده مىشود و ما در مقابل آنها مسئول هستيم.
و به تعبير فلسفى، در اينجا دو خالق، و دو علت، در عرض يكديگر نيستند بلكه در طول يكديگرند.
وجود دو علت تامّه در عرض هم معنى ندارد، اما اگر طولى باشند، هيچ مانعى نخواهد داشت.
و از آنجا كه افعال ما لازمه مقدماتى است كه خدا به ما داده است، اين لوازم را هم مىتوان به او نسبت داد و هم به كسى كه افعال را انجام داده است.
اين سخن، درست به آن مىماند كه شخصى براى آزمودن كاركنان خود آنها را در كار خويش آزاد بگذارد، و اختيار تمام به آنها بدهد و تمام مقدمات كار را فراهم سازد.
بديهى است كارهائى كه آنها انجام مىدهند از يك نظر كار رئيس آنها محسوب مىشود ولى اين موضوع، آزادى و اختيار را از كارمندان سلب نمىكند، بلكه آنها در برابر كار خويش مسئولند.
درباره عقيده جبر و اختيار به خواست پروردگار مشروحاً در ذيل آيات مناسب بحث خواهد شد. «١»