تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩
نور مىباشد.
بر اين اساس مفهوم آيه اين مىشود كه: خداوند براى شما روشنى روز و تاريكى شب را كه يكى نور قوى و ديگرى نور بسيار ضعيف است، قرار داد، و بديهى است كه ظلمت به اين معنى از مخلوقات خدا است.
ثانياً درست است كه ظلمت مطلق، يك امر عدمى است، اما امر عدمى هنگامى كه در شرائط خاصى واقع شود، حتماً از يك امر وجودى سرچشمه مىگيرد يعنى كسى كه ظلمت مطلق را در شرائط خاصى براى اهداف معينى به وجود مىآورد، حتماً بايد از وسائل وجودى استفاده كند.
مثلًا ما مىخواهيم در لحظه معينى اطاق را براى ظاهر كردن عكسى تاريك كنيم، ناچاريم جلوى نور را بگيريم تا ظلمت در اين لحظه معين به وجود آيد، چنين ظلمتى مخلوق است (مخلوق بالتّبع).
و به اصطلاح عدمِ مطلق گر چه مخلوق نيست، اما عدمِ خاص سهمى از وجود دارد و مخلوق مىباشد.
***
٢- نور، رمز وحدت؛ و ظلمت، رمز پراكندگى
نكته ديگرى كه در اينجا بايد به آن توجه داشت اين است كه: در آيات قرآن، «نور» با صيغه «مفرد» آورده شده و «ظلمت» به صورت «جمع» (ظلمات).
ممكن است اين تعبير، اشاره لطيفى به اين حقيقت باشد كه: ظلمت (اعم از حسى و معنوى) همواره سرچشمه پراكندگىها، جدائىها و دور افتادنها است، در صورتى كه نور رمز وحدت و اجتماع مىباشد.
با چشم خود بسيار ديدهايم كه در يك شب تابستانى، چراغى در وسط حياط يا بيابان روشن مىكنيم، در مدت كوتاهى همه گونه حشرات گرد آن جمع