تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٥
در بىايمانى نيز بىايمان بودند و به مبانى مذهبِ بىاساسشان نيز وفادار نبودند.
در هر حال آيه اختصاصى به كفار ندارد، بلكه شامل حال همه كسانى مىشود كه مقدسات و احكام الهى را بازيچه نيل به هدفهاى مادّى و شخصى قرار مىدهند، دين را آلت دنيا و حكم خدا را بازيچه اغراض شخصى مىسازند.
پس از آن به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مىدهد: «به آنها در برابر اين اعمال هشدار دهد، روزى فرا مىرسد كه هر كس تسليم اعمال خويش است و راهى براى فرار از چنگال آن ندارد» «وَ ذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ». «١»
و مىافزايد: «در آن روز جز خدا نه حامى و ياورى دارد و نه شفاعتكنندهاى» «لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفيعٌ».
كار آنها در آن روز به قدرى سخت و دردناك است و چنان در زنجير اعمال خود گرفتارند كه: «هر گونه غرامت و جريمه آن را (فرضاً داشته باشند و) بپردازند كه خود را از مجازات نجات دهند از آنها پذيرفته نخواهد شد» «وَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لا يُؤْخَذْ مِنْها». «٢»
چرا كه «آنها گرفتار اعمال خويش شدهاند» «أُولئِكَ الَّذينَ أُبْسِلُوا بِما كَسَبُوا».
نه راه جبران در آن روز باز است و نه زمان، زمان توبه است، به همين دليل راه نجاتى براى آنها تصور نمىشود.