تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٢
رستاخيز، روزى كه هيچ گونه شك و ترديدى در آن نيست جمع خواهد كرد» «لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فيهِ».
قابل توجه اين كه: آيه با سؤال و به اصطلاح استفهام تقريرى كه به منظور اقرار گرفتن از طرف مىباشد، شروع شده است، و چون اين مطلب، هم از نظر فطرت مسلّم بوده و هم خود مشركان به آن اعتراف داشتهاند كه مالكيت عالم هستى متعلق به بتها نيست، بلكه مربوط به خدا است، بلافاصله خود او پاسخ سؤال را مىگويد. و اين يك روش زيبا در طرح مسائل مختلف محسوب مىشود.
موضوع ديگر اين كه: براى معاد در جاهاى ديگر از طرق مختلف از طريق قانون عدالت، قانون تكامل، حكمت پروردگار، استدلال شده است، اما استدلال به رحمت، استدلال تازهاى است كه در آيه بالا مورد بحث قرار گرفته.
در پايان آيه، به سرنوشت و عاقبت كار مشركان لجوج اشاره كرده مىفرمايد: «آنها كه در بازار تجارت زندگى، سرمايه وجود خود را از دست دادهاند به اين حقائق ايمان نمىآورند» «الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ».
چه تعبير عجيبى! گاهى انسان، مال يا مقام، يا يكى ديگر از سرمايههاى خود را از دست مىدهد، در اين موارد اگر چه زيان كرده است ولى چيزهائى را از دست داده است كه جزء وجود او نبوده، يعنى بيرون از وجود او است، اما بزرگترين زيان كه مىتوان نام آن را زيان حقيقى گذاشت، زمانى خواهد بود كه انسان، اصل هستى خود را از كف دهد و وجود خويش را ببازد.
دشمنان حق، و افراد لجوج، سرمايه عمر و سرمايه فكر و عقل و فطرت و تمام مواهب روحى و جسمى خويش را كه مىبايست در مسير حق، به كار گيرند و به تكامل شايسته خود برسند به كلى از دست مىدهند، نه سرمايهاى مىماند و