تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٢
«فالِق» از ماده «فَلْق» (بر وزن فرق) به معنى شكافتن چيزى و جدا كردن بعضى از بعض ديگر است. «١»
«حَبّ» و «حَبّة» به معنى دانههاى خوراكى و غذائى است، مثل گندم و جو و آنچه كه قابل درو كردن است. «٢»
ولى گاهى به دانههاى ديگر گياهان نيز گفته مىشود.
«نَوى» به معنى هسته است، و اين كه: بعضى گفتهاند: مخصوص هسته خرما است، شايد به خاطر اين بوده كه عرب به واسطه شرائط خاص محيطش هنگامى كه اين كلمه را به كار مىبرد، فكرش متوجه هسته خرما مىشد.
اكنون ببينيم چه نكتهاى در اين تعبير نهفته شده است.
بايد توجه داشت: مهمترين لحظه، در حيات يك گياه، همان لحظه شكافتن دانه و هسته است كه همانند لحظه تولد يك طفل، زمان انتقال از يك عالم به عالم ديگر محسوب مىشود، و مهمترين تحول در زندگى او در اين لحظه رخ مىدهد.
جالب اين كه: دانه و هسته گياهان، غالباً بسيار محكمند، يك نگاه به هسته خرما و ميوههائى مانند هلو و شفتالو و دانههاى محكم بعضى از حبوبات نشان مىدهد كه: چگونه آن نطفه حياتى كه در حقيقت، نهال و درخت كوچكى است در دژى فوقالعاده محكم محاصره شده است.
ولى دستگاه آفرينش آن چنان خاصيت تسليم و نرمش به اين دژ نفوذناپذير، و آن چنان قدرت و نيرو به آن جوانه بسيار لطيف و ظريفى كه در درون هسته و دانه پرورش مىيابد، مىدهد كه بتواند ديواره آن را بشكافد و از ميان آن قد برافرازد، به راستى اين حادثه در جهان گياهان، حادثه شگرفى است