تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤
هدايت آنها و مطالبه وفاى به اين پيمان، به سوى آنان فرستاديم» «لَقَدْ أَخَذْنا ميثاقَ بَني إِسْرائيلَ وَ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ رُسُلًا».
همان طور كه در جلد اول گفته شد، به نظر مىرسد: اين پيمان همان است كه در آيه ٩٣ سوره «بقره» به آن اشاره شده، يعنى پيمان عمل به آنچه خدا بر آنها نازل كرده بود. «١»
پس از آن، اضافه مىكند: آنها نه تنها به اين پيمان عمل نكردند، كه «هر زمان پيامبرى دستورى بر خلاف تمايلات و هوا و هوسهاى آنها مىآورد، به شديدترين مبارزه بر ضد او دست مىزدند، جمعى را تكذيب مىكردند و جمعى را كه با تكذيب نمىتوانستند از نفوذشان جلوگيرى كنند، به قتل مىرساندند» «كُلَّما جائَهُمْ رَسُولٌ بِما لاتَهْوى أَنْفُسُهُمْ فَريقاً كَذَّبُوا وَ فَريقاً يَقْتُلُونَ».
و اين است راه و رسم افراد منحرف خود خواه، كه به جاى پيروى از رهبرانشان، اصرار دارند رهبران، تابع تمايلات و خواستههايشان باشند، و در غير اين صورت رهبرى و حتى حق حيات براى آنان قائل نيستند.
در جمله فوق «كَذَّبُوا» به صورت ماضى و «يَقْتُلُونَ» به صورت مضارع آمده است، ممكن است علت آن، علاوه بر ملاحظه تناسب لفظى آخر آيات قبل و بعد، كه همگى به صورت مضارع آمده است، اين باشد كه به حكم دلالت فعل مضارع بر استمرار، مىخواهد ادامه اين روح را در آنها بيان كند كه تكذيب و قتل پيامبران يك حادثه اتفاقى در زندگى آنها نبود، بلكه به صورت يك برنامه و مكتب در آمده بود. «٢»
***