تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٤
اگر مرده متولد مىشد، كه زياد مورد رغبت و ميل آنها نبود، همه را در آن مساوى مىدانستند!
اين حكم:
اوّلًا- هيچ گونه فلسفه و دليلى نداشت.
ثانياً- در مورد جنينى كه مرده متولد مىشد، بسيار زشت و زننده بود؛ زيرا گوشت چنين حيوانى غالباً فاسد و زيانبخش است.
و ثالثاً- يك نوع تبعيض آشكار ميان جنس مرد و زن بود؛ چرا كه آنچه خوب بود، مخصوص مردان، و آنچه بد بود به زنان هم از آن سهمى داده مىشد.
قرآن به دنبال اين حكم جاهلى، با اين جمله مطلب را تمام كرده، مىفرمايد:
«به زودى خداوند كيفر اين گونه توصيفات آنها را مىدهد» «سَيَجْزيهِمْ وَصْفَهُمْ».
تعبير به «وصف» اشاره به توصيفى است كه آنها از خدا مىكردند و تحريم اين گونه غذاها را به خدا نسبت مىدادند اگر چه منظور از آن صفت و حالتى است كه بر اثر تكرار گناه به شخص گناهكار دست مىدهد، و او را مستحق مجازات مىكند.
و در پايان آيه مىفرمايد: «او حكيم و دانا است» «إِنَّهُ حَكيمٌ عَليمٌ».
هم از اعمال، گفتار و تهمتهاى نارواى آنان با خبر است و هم روى حساب، آنها را مجازات مىكند.
***