تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٥
و در هر صورت اين دو لازم و ملزوم يكديگرند؛ زيرا هر كجا خزانهاى است، كليدى وجود دارد.
ولى بيشتر به نظر مىرسد «مفاتح» به معنى كليدها باشد، نه خزائن؛ زيرا هدف در اينجا بيان علم خدا است و آن با مسأله كليد كه وسيله آگاهى از ذخائر مختلف است، متناسبتر مىباشد، در دو مورد ديگر كه كلمه «مفاتح» در قرآن به كار رفته، نيز منظور از آن كليد است. «١»
پس از آن براى توضيح و تأكيد بيشتر مىگويد: «آنچه در برّ و بحر است را خدا مىداند» «وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ».
«بَرّ» به معنى مكان وسيع است، و معمولًا به خشكىها گفته مىشود، و «بحر» در اصل، نيز به معنى محل وسيعى است كه آب زياد در آن مجتمع باشد، و معمولًا به درياها و گاهى به نهرهاى عظيم نيز گفته مىشود.
در هر حال، آگاهى خدا از آنچه در خشكىها و درياها است، به معنى احاطه علم او بر همه چيز است. و توجه به وسعت معنى جمله بالا (آنچه در خشكىها و درياها است) در حقيقت روشنگر گوشهاى از علم وسيع او است.
يعنى او، از جنبش ميلياردها موجود زنده، كوچك و بزرگ، در اعماق درياها.
از لرزش برگهاى درختان در تمام جنگلها و كوهها.
از تاريخچه قطعى شگفتن هر غنچه و باز شدن گلبرگها.
از جريان امواج نسيم در بيابانها و خميدگى درهها.
از شماره واقعى سلولهاى بدن هر انسان و گلبولهاى خونها.