تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٠
از آنجا كه فكر و روح پيامبر صلى الله عليه و آله از گمراهى و لجاجت مشركان زياد ناراحت و پريشان بود، و علاقه داشت با هر وسيلهاى كه شده است آنها را به صف مؤمنان بكشاند، خداوند مىفرمايد: «اگر اعراض و روگردانى آنها زياد بر تو سخت و سنگين است، چنانچه بتوانى اعماق زمين را بشكافى و در آن نقبى بزنى و جستجو كنى و يا نردبانى به آسمان بگذارى و اطراف آسمانها را نيز جستجو كنى كه آيه و نشانه ديگرى براى آنها بياورى چنين كن»! (ولى بدان آنان به قدرى لجوجند كه باز ايمان نخواهند آورد) «وَ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْراضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّماءِ فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ». «١»
«نَفَق» در اصل به معنى «نقب، و راههاى زيرزمينى» است، و اگر به انسانِ دورو «منافق» گفته مىشود، نيز به تناسب اين است كه علاوه بر راه و روش ظاهرى، راه و روش مخفيانهاى نيز براى خود دارد و «سُلَّمْ» به معنى نردبان است.
خداوند با اين جمله به پيامبر خود مىفهماند كه: هيچ گونه نقصى در تعليمات، دعوت و تلاش و كوشش تو نيست، نقص از ناحيه آنها است، آنها تصميم گرفتهاند حق را نپذيرند، لذا هيچ گونه كوششى اثر نمىبخشد، نگران نباش!
ولى براى اين كه كسى توهّم نكند: خداوند قادر نيست آنها را وادار به تسليم كند، بلافاصله مىفرمايد: «اگر خدا مىخواست مىتوانست همه آنها را بر هدايت مجتمع كند، يعنى وادار به تسليم در برابر دعوت تو و اعتراف به حق و ايمان كند» «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى».