تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٠
در هر حال شك نيست كه فرزندزادهها از طرف دختر و پسر هر دو فرزند محسوب مىشوند، و هيچ گونه تفاوتى در اين زمينه نيست، و نه اين كه اين موضوع از مختصات پيغمبر ما باشد.
مخالفت با اين مسأله سرچشمهاى جز تعصب و يا افكار جاهلى ندارد، لذا در تمام احكام اسلامى از قبيل ازدواج و ارث و مانند آن هيچ گونه تفاوتى ميان اين دو نيست، تنها استثنائى كه به موضوع خورده مسأله خمس است كه روى عنوان سيادت است و به جهت خاصى كه در كتاب خمس در فقه آمده اين موضوع استثناء شده است.
***
٢- چرا نام اين پيامبران در سه گروه در سه آيه بيان شده است؟
بعضى از مفسران احتمال دادهاند: گروه اول، يعنى داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون عليهم السلام، اين شش نفر، از پيامبرانى بودند كه علاوه بر مقام نبوت و رسالت، داراى حكومت و زمامدارى نيز بودند و شايد جمله «كَذلِكَ نُجْزِى الْمُحْسِنِيْنَ» كه بعد از ذكر نام اينها آمده است به خاطر نيكىهاى فراوانى بوده كه در دوران حكومت خود بر مردم داشتند.
و اما گروه دوم يعنى زكريا و يحيى و عيسى و الياس عليهم السلام از پيامبرانى بودند كه در زهد و بىاعتنائى به دنيا- علاوه بر مقام نبوت و رسالت- نمونه بودند، و جمله «كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِيْنَ» بعد از ذكر نام آنها مىتواند اشاره به همين حقيقت بوده باشد.
و گروه سوم يعنى اسماعيل و اليسع و يونس و لوط عليهم السلام اين امتياز را داشتند كه دست به مهاجرت دامنهدارى زدند و براى تحكيم آئين خدا برنامه هجرت را عملى ساختند، و ذكر جمله «كُلًّا فَضَّلْنا عَلَى الْعالَمِيْن»- بنابراين