تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٩
من است».
و يا اين كه: آن را به عنوان استفهام گفت: «آيا اين خداى من است»؟
در اين زمينه نيز حديثى در تفسير «نورالثقلين» و ساير تفاسير از «عيون اخبار الرضا عليه السلام» نقل شده است. «١»
***
٢- چگونگى استدلال ابراهيم بر توحيد
اكنون اين سؤال پيش مىآيد: ابراهيم عليه السلام چگونه از غروب آفتاب و ماه و ستارگان، بر نفى ربوبيت آنها استدلال كرد؟
پاسخ اين است: اين استدلال ممكن است از سه راه باشد:
الف- پروردگار و مربى موجودات (آن چنان كه از كلمه «ربّ» استفاده مىشود) بايد هميشه ارتباط نزديك با مخلوقات خود داشته باشد، لحظهاى نيز از آنها جدا نگردد، بنابراين، چگونه موجودى كه غروب مىكند و ساعتها نور و بركت خود را برمىچيند و از بسيارى موجودات به كلى بيگانه مىشود، مىتواند پروردگار و ربّ آنها بوده باشد؟!
ب- موجودى كه داراى غروب و طلوع است، اسير چنگال قوانين طبيعت است، چيزى كه خود محكوم اين قوانين است چگونه مىتواند حاكم بر آنها و مالك آنها بوده باشد؟
او خود مخلوق ضعيفى است و سر بر فرمان آنها و توانائى كمترين انحراف و تخلف از آنها را ندارد.