تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٦
«پروردگارا! به حق اين كودك باران پر بركتى بر ما نازل فرما»!
چيزى نگذشت كه تودهاى ابر از كنار افق پديدار گشت و آسمان «مكّه» را فرا گرفت، سيلاب آن چنان جارى شد كه بيم آن مىرفت مسجد الحرام ويران شود.
شهرستانى سپس مىنويسد: همين جريان كه دلالت بر آگاهى «ابوطالب» از رسالت و نبوت برادرزداهاش از آغاز كودكى دارد، ايمان وى را به پيامبر مىرساند و اشعار ذيل را بعدها «ابوطالب» به همين مناسبت سروده است:
وَ أَبْيَضُ يُسْتَسْقَى الْغَمَامُ بِوَجْهِهِ ثِمَالُ الْيَتامى عِصْمَةٌ لِلأَرامِلِ:
«او روشن چهرهاى است كه ابرها به خاطر او مىبارند، او پناهگاه يتيمان و حافظ بيوه زنان است».
يَلُوذُ بِهِ الْهُلَّاكُ مِنْ آلِ هَاشِمٍ فَهُمْ عِنْدَهُ فِي نَعْمَةٍ وَ فَوَاضِلٍ:
«هلاكشوندگان از بنىهاشم به او پناه مىبرند، و به وسيله او از نعمتها و احسانها بهره مىگيرند».
وَ مِيْزانُ عَدْلٍ لا يَخِيْسُ شَعِيْرَةً وَ وَزَّانُ صِدْقٍ وَزْنُهُ غَيْرَ هائِلٍ:
«او ميزان عدالتى است كه يك جو تخلّف نمىكند، و وزنكننده درستكارى است كه توزين او بيم اشتباه ندارد». «١»
جريان توجه قريش هنگام خشكسالى به «ابوطالب» و سوگند دادن «ابوطالب» خدا را به حق او علاوه بر «شهرستانى» بسيارى از مورخان بزرگ نقل كردهاند، «علّامه امينى» در «الغدير» آن را از كتاب «شرح بخارى»،