تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦
مورد حيوانات نيز حل مىشود.
***
٣- آيا اين آيه دليل بر تناسخ است؟
عجيب اين كه: بعضى از طرفداران عقيده خرافى «تناسخ» به اين آيه براى مسلك خود استدلال كرده، گفتهاند: آيه مىگويد: حيوانات امتهائى همانند شما هستند، در حالى كه مىدانيم آنها ذاتاً، همانند ما نيستند، بنابراين بايد بگوئيم:
ممكن است روح انسانها پس از جدا شدن از بدن، در كالبد حيوانات قرار بگيرند و به اين وسيله كيفر بعضى از اعمال سوء خود را ببينند!
ولى علاوه بر اين كه: عقيده به تناسخ بر خلاف قانون تكامل، و بر خلاف منطق عقل مىباشد، و لازمه آن انكار معاد است (چنان كه مشروحاً در جاى خود گفتهايم) «١» آيه بالا به هيچ وجه دلالتى بر اين مسلك ندارد؛ زيرا همان طور كه گفتيم، مجتمعات حيوانى از جهاتى، همانند مجتمعات انسانى هستند، و اين شباهت جنبه فعلى دارد، نه بالقوه؛ زيرا آنها نيز سهمى از درك و شعور دارند، و سهمى از مسئوليت، و سهمى از رستاخيز، و از اين جهات شباهتى به انسانها دارند.
اشتباه نشود، تكليف و مسئوليت انواع جانداران در يك مرحله خاص، مفهومش اين نيست كه آنها داراى رهبر و پيشوائى براى خود هستند و شريعت و مذهبى دارند آن چنان كه از بعضى صوفيه نقل شده است.
بلكه رهبر آنها در اين گونه موارد تنها درك و شعور باطنى آنها است، يعنى مسائل معينى را درك مىكنند و به اندازه شعور خود در برابر آن مسئول هستند.
***