تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٣
يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ».
***
نكته:
تهمتى بزرگ بر ابوطالب، مؤمن قريش
از آنچه در تفسير آيه فوق، گفته شد، به خوبى روشن مىشود: اين آيه بحثهاى مربوط به مشركان لجوج و دشمنان سرسخت پيامبر را تعقيب مىكند و ضمير «هُمْ» طبق قواعد ادبى به كسانى بر مىگردد كه در آيه، مورد بحث قرار گرفتهاند، يعنى كافران متعصبى كه از هيچ گونه آزار به پيامبر و ايجاد مانع در راه دعوت او مضايقه نداشتند.
ولى با نهايت تأسف ديده مىشود كه: بعضى از مفسران اهل تسنن بر خلاف تمام قواعد ادبى آيه دوم را از آيه قبل بريده و آن را درباره «ابوطالب» پدر امير مؤمنان على عليه السلام دانستهاند!
آنها آيه را چنين معنى مىكنند: «جمعى هستند، از پيامبر اسلام دفاع مىكنند ولى در عين حال از او فاصله مىگيرند»! (وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ). «١»
و پاره ديگرى از آيات قرآن را كه در جاى خود به آن اشاره خواهد شد، مانند آيه ١١٤ «توبه» و ٥٦ «قصص» نيز گواه بر مدعاى خود قرار مىدهند.
ولى تمام علماى شيعه و بعضى از بزرگان اهل تسنن، مانند: «ابن ابى الحديد» شارح «نهج البلاغه» و «قسطلانى» در «ارشاد السارى» و «زينى دحلان» در حاشيه «سيره حلبى» ابوطالب را از مؤمنان به اسلام مىدانند.