تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٨
كمى دقت درباره اين مثال و يا مثالهائى كه در جلد اول زدهايم مىتواند به روشنى اين ايراد را پاسخ دهد.
***
٤- لطيف، يعنى چه؟
در آيات فوق، يكى از اوصاف خداوند را «لطيف» ذكر كرده، و آن از مادّه «لطف» است.
هنگامى كه درباره اجسام به كار مىرود، به معنى سبكى در مقابل سنگينى.
هنگامى كه درباره حركات (حركت لطيفه) به كار مىرود، به معنى يك حركت كوچك و زودگذر.
و گاهى نيز در مورد موجودات و كارهاى بسيار دقيق و باريك- كه با حسّ قابل درك نيستند- به كار مىرود.
و اگر خدا را به عنوان لطيف توصيف مىكنيم نيز به همين معنى است، يعنى او خالق اشياى ناپيدا و داراى افعالى است كه از محيط قدرت استماع بيرون است، بسيار باريكبين و فوقالعاده دقيق مىباشد.
حديث جالبى در اين زمينه از «فتح بن يزيد جرجانى» از امام على بن موسى الرضا عليهما السلام نقل شده كه يك معجزه علمى محسوب مىشود، حديث چنين است: امام مىفرمايد: «اين كه مىگوئيم: خداوند لطيف است به خاطر آن است كه مخلوقات لطيف آفريده.
و به خاطر اين است كه از اشياء لطيف و ظريف و ناپيدا آگاه است.
آيا آثار صنع او را در گياهان لطيف و غير لطيف نمىبينى؟
و همچنين در مخلوقات و حيوانات كوچك و حشرات ريز و چيزهائى كه از آن هم كوچكتر است، موجوداتى كه به چشم هرگز نمىگنجند، و از بس