تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣
و برانگيخته شدن مردگان در آن روز گواهى نمىدهيد»؟!
همه گفتند: «آرى، گواهى مىدهيم».
فرمود: «خداوندا گواه باش»! ...
بار ديگر فرمود: اى مردم! آيا صداى مرا مىشنويد؟ ...
گفتند: آرى، و به دنبال آن، سكوت سراسر بيابان را فرا گرفت و جز صداى زمزمه باد چيزى شنيده نمىشد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: ... اكنون بنگريد با اين دو چيز گرانمايه و گرانقدر كه در ميان شما به يادگار مىگذارم چه خواهيد كرد؟
يكى از ميان جمعيت صدا زد، كدام دو چيز گرانمايه يا رسول اللّه؟!
پيامبر صلى الله عليه و آله بلافاصله گفت: اوّل، ثقل اكبر، كتاب خدا است كه يك سوى آن به دست پروردگار، و سوى ديگرش در دست شما است، دست از دامن آن برنداريد تا گمراه نشويد.
و اما دومين يادگار گرانقدر من، خاندان منند و خداوند لطيفِ خبير به من خبر داده كه اين دو، هرگز از هم جدا نمىشوند، تا در بهشت به من بپيوندند، از اين دو پيشى نگيريد، كه هلاك مىشويد و عقب نيفتيد كه باز هلاك خواهيد شد.
ناگهان مردم ديدند پيامبر صلى الله عليه و آله به اطراف خود نگاه كرد، گويا كسى را جستجو مىكند و همين كه چشمش به على عليه السلام افتاد، خم شد، دست او را گرفت و بلند كرد، آن چنان كه سفيدى زير بغل هر دو نمايان شد، و همه مردم او را ديدند و شناختند كه او همان افسر شكستناپذير اسلام است.
در اينجا صداى پيامبر صلى الله عليه و آله رساتر و بلندتر شد و فرمود: أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ أَوْلَى النَّاسِ بِالْمُؤْمِنِيْنَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ: «چه كسى از همه مردم نسبت به مسلمانان از خود آنها سزاوارتر است»؟!