تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠
شرك، بپيوندد مىفرمايد: علاوه بر اين كه عقل به من فرمان مىدهد: تنها بر كسى تكيه كنم كه آفريننده آسمان و زمين مىباشد، وحى الهى نيز به من چنين دستور داده: «بگو: به من امر شده كه نخستين مسلمان باشم و به هيچ وجه در صف مشركان قرار نگير»! «قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكينَ». «١»
شك نيست: قبل از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله پيامبران ديگر و امت صالح آنها نيز مسلمان بودهاند و در برابر اراده خدا تسليم.
بنابراين، هنگامى كه مىفرمايد: من دستور دارم نخستين مسلمان باشم يعنى: نخستين مسلمان اين امت.
و اين در حقيقت، اشاره به يك مطلب مهم تربيتى نيز مىباشد كه هر رهبرى بايد در انجام دستورات مكتب خود از همه افراد پيشقدمتر باشد.
او بايد اولين مؤمن به آئين خويش، نخستين عمل كننده، كوشاترين فرد، و فداكارترين شخص در برابر مكتب خود باشد.
***
و در آيه بعد، براى تأكيد بيشتر روى اين دستور الهى كه از طريق وحى بر پيامبر نازل شده است مىفرمايد:
من نيز به نوبه خود احساس مسئوليت مىكنم و از قوانين الهى به هيچ وجه مستثنى نيستم، من نيز اگر از دستور پروردگار منحرف شوم و راه سازشكارى با مشركان را بپيمايم و عصيان و نافرمانى او كنم از مجازات آن روز بزرگ در امان نيستم، مىفرمايد: «بگو: من نيز اگر نافرمانى پروردگارم كنم از عذاب آن روز