تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨
و جمع كثيرى ديگر اين شأن نزول را براى آيه فوق نقل كردهاند. «١»
اشتباه نشود منظور اين نيست كه دانشمندان و مفسران فوق نزول اين آيه را درباره على عليه السلام پذيرفتهاند، بلكه منظور اين است: روايات مربوط به اين مطلب را در كتب خود نقل كردهاند، اگر چه پس از نقل اين روايت معروف، به خاطر ترس از شرائط خاص محيط خود.
و يا به خاطر پيشداورىهاى نادرستى كه جلو قضاوت صحيح را در اين گونه مباحث مىگيرد، از پذيرفتن آن خوددارى كردهاند.
بلكه گاهى كوشيدهاند تا آنجا كه ممكن است آن را كمرنگ و كماهميت جلوه دهند، مثلًا «فخر رازى» كه تعصب او در مسائل خاص مذهبى معروف و مشهور است براى كماهميت دادن اين شأن نزول، آن را دهمين احتمال آيه قرار داده و ٩ احتمال ديگر- كه غالباً بسيار سُست، واهى و بىارزش است- را قبل از آن آورده است!
از «فخر رازى» زياد تعجب نمىكنيم؛ زيرا روش او در همه جا چنين است، تعجب از نويسندگان روشنفكرى همچون «سيّد قطب» در تفسير «فى ظلال» و «محمّد رشيد رضا» در تفسير «المنار» است كه يا اصلًا سخنى از اين شأن نزول كه انواع كتابها را پركرده است به ميان نياوردهاند؛
و يا بسيار كماهميت جلوه دادهاند به طورى كه به هيچ وجه جلب توجه نكند، آيا محيط آنها اجازه بيان حقيقت را نمىداده؟
و يا پوششهاى فكرى تعصبآميز بيش از آن بوده است كه برق