تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٨
كافى بود.
اما در اين آيات، سخن از هدايت يافتن و از بيراهه به راه برگشتن است، مسلّماً بيدارى زودگذر و موقت اثرى در آن ندارد.
گاهى تصوّر مىشود: تفاوت ميان آن دو، در اين است كه آيات گذشته مربوط به مشركان معاصر پيامبر صلى الله عليه و آله است، ولى آيات مورد بحث، مربوط به اقوام پيشين است بنابراين با هم منافاتى ندارد. «١»
اما بسيار بعيد به نظر مىرسد كه: مشركان لجوج معاصر پيامبر صلى الله عليه و آله بهتر از گمراهان پيشين باشند، بنابراين، راه حل همان است كه در پيش گفتيم.
***
٢- تشويق يا استدراج؟
در آيات فوق مىخوانيم: هنگامى كه بروز شدائد اثر تربيتى نداشت، خداوند درهاى نعمت را به روى چنين گناهكارانى مىگشايد.
آيا اين كار، به خاطر تشويق بعد از تنبيه است.
يا مقدمهاى است براى دردناك بودن مجازات؟ يعنى به اصطلاح اين گونه نعمتها، نعمت استدراجى است كه تدريجاً بنده متمرد را در ناز و نعمت و خوشحالى و سرور، و يك نوع غفلت فرو مىبرد، سپس يك باره همه چيز را از آنها مىگيرد.
پارهاى از قرائن در آيه وجود دارد كه احتمال دوم را تقويت مىكند.
ولى مانعى ندارد كه هر دو منظور باشد، يعنى نخست تشويق براى بيدارى، و اگر مؤثر نشد مقدمهاى است براى گرفتن نعمت و عذاب دردناك.
در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله چنين نقل شده: إِذَا رَأَيْتَ اللَّهَ يُعْطِي الْعَبْدَ مِنَ