تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٤
٥٢ وَ لا تَطْرُدِ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمينَ
٥٣ وَ كَذلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِيَقُولُوا أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرينَ
ترجمه:
٥٢- و كسانى را كه صبح و شام خدا را مىخوانند، و جز ذات پاك او نظرى ندارند، از خود دور مكن! نه چيزى از حساب آنها بر توست، و نه چيزى از حساب تو بر آنها! اگر آنها را طرد كنى، از ستمگران خواهى بود!
٥٣- و اين چنين بعضى از آنها را با بعض ديگر آزموديم؛ تا بگويند: «آيا اينها هستند كه خداوند از ميان ما (برگزيده، و) بر آنها منت گذارده (و نعمت ايمان بخشيده) است»؟! آيا خداوند شاكران را بهتر نمىشناسد؟!
شأن نزول:
در شأن نزول آيات فوق روايات متعددى نقل شده كه با هم شباهت زياد دارند از جمله اين كه: در تفسير «درّ المنثور» چنين نقل شده: جمعى از قريش از كنار مجلس پيامبر صلى الله عليه و آله گذشتند در حالى كه «صهيب»، «عمار»، «بلال»، «خباب» و امثال آنها از مسلمانان كم بضاعت و كارگر، در خدمت پيامبر بودند.
آنها از مشاهده اين صحنه تعجب كردند (و از آنجا كه شخصيت را در مال و