تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٢
روشنگر سطح عالى فهم و شعور آنها است.
كيست كه درباره مورچگان و زنبور عسل و تمدن عجيب آنها و نظام شگفتانگيز لانه و كندو، سخنانى نشنيده باشد، و بر درك و شعور تحسينآميز آنها آفرين نگفته باشد؟
گر چه بعضى ميل دارند همه اينها را يك نوع الهام غريزى بدانند، اما هيچ دليلى بر اين موضوع در دست نيست كه اعمال آنها به صورت ناآگاه (غريزى و بدون تعقّل) انجام مىشود.
چه مانعى دارد كه اين اعمال همان طور كه ظواهرشان نشان مىدهد ناشى از عقل و درك باشد؟
بسيار مىشود حيوانات بدون تجربه قبلى در برابر حوادث پيشبينىنشده دست به ابتكار مىزنند، مثلًا گوسفندى كه در عمرش گرگ را نديده، براى نخستين بار كه آن را مىبيند به خوبى خطرناك بودن اين دشمن را تشخيص داده و به هر وسيله كه بتواند براى دفاع از خود و نجات از خطر متوسل مىشود.
علاقهاى كه بسيارى از حيوانات تدريجاً به صاحب خود پيدا مىكنند، شاهد ديگرى براى اين موضوع است.
بسيارى از سگهاى درنده و خطرناك نسبت به صاحبان خود و حتى فرزندان كوچك آنان مانند يك خدمتگزار مهربان رفتار مىكنند.
داستانهاى زيادى از وفاى حيوانات و اين كه آنها چگونه خدمات انسانى را جبران مىكنند در كتابها و در ميان مردم شايع است كه همه آنها را نمىتوان افسانه دانست.
مسلّم است آنها را به آسانى نمىتوان ناشى از غريزه دانست؛ زيرا غريزه معمولًا سرچشمه كارهاى يكنواخت و مستمر است، اما اعمالى كه در شرايط