تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٧
پذيرفتهايم و بايد پيرو دستور او باشيم و هيچ گونه دستورى از طرف او درباره پرستش بتها نرسيده است، ترس و وحشتى نداريد.
يك موضوع قطعى را رها كردهايد و به يك موضوع موهوم چسبيدهايد؟
***
در سومين آيه از زبان ابراهيم عليه السلام پاسخى به سؤالى كه خودش در آيه قبل مطرح نمود نقل شده است (و اين يك شيوه جالب در استدلالات علمى است كه گاهى شخص استدلالكننده سؤالى از طرف مقابل مىكند و خودش بلافاصله به پاسخ آن مىپردازد اشاره به اين كه مطلب به قدرى روشن است كه همه كس بايد پاسخ آن را بدانند).
مىفرمايد: «آنها كه ايمان آوردند و ايمان خود را با ظلم و ستم نياميختند امنيت براى آنها است، و هدايت مخصوص آنان» «الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ».
در روايتى كه از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده نيز تأكيد گرديده است كه اين سخن دنباله گفتگوى ابراهيم عليه السلام با بتپرستان است. «١»
بعضى از مفسران احتمال دادهاند: اين جمله بيان الهى بوده باشد نه گفتار ابراهيم عليه السلام. «٢»
ولى احتمال اول، علاوه بر اين كه در روايت وارد شده، با وضع و ترتيب آيات بهتر تطبيق مىكند.