تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٥
«آن روز كه همه اينها را يك جا مبعوث مىكنيم سپس به مشركان مىگوئيم:
معبودهاى ساختگى شما كه آنها را شريك خدا مىپنداشتيد كجا هستند»؟ «وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَميعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذينَ أَشْرَكُوا أَيْنَ شُرَكاؤُكُمُ الَّذينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ».
چرا به يارى شما نمىشتابند؟ چرا هيچ گونه اثرى از قدرتنمائى آنها در اين عرصه وحشتناك ديده نمىشود؟
***
پس از آن، در آيه سوم به اين بحث توجه مىدهد: مگر بنا نبود آنها در مشكلات، شما را يارى كنند؟ و شما به اين اميد به آنها پناه مىبرديد؟ پس چرا كمترين اثرى از آنها ديده نمىشود؟
آنها در بهت، حيرت و وحشت عجيبى فرو مىروند و «پاسخى در برابر اين سؤال ندارند جز اين كه: سوگند ياد كنند: به خدا قسم ما هيچ گاه مشرك نبوديم» به گمان اين كه: در آنجا نيز مىتوان حقائق را انكار كرد «ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكينَ».
در اين كه «فتنه» در آيه فوق، به چه معنى است، ميان مفسران گفتگو است:
بعضى آن را به معنى پوزش و معذرت.
بعضى به معنى پاسخ.
و بعضى به معنى شرك گرفتهاند. «١»- «٢»