تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٤
محزون و اندوهگين مىكند» «قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذي يَقُولُونَ».
ولى بدان كه «آنها تو را تكذيب نمىكنند و در حقيقت آيات ما را انكار مىكنند و بنابراين طرف آنها در حقيقت ما هستيم نه تو» «فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ».
نظير اين سخن در گفتگوهاى رائج ميان ما نيز ديده مىشود كه: گاهى شخص «برتر» به هنگام ناراحت شدنِ نمايندهاش، به او مىگويد:
غمگين مباش طرف آنها در واقع منم و اگر مشكلى ايجاد شود، براى من است نه براى تو، و به اين وسيله مايه تسلّى خاطر او را فراهم مىسازد.
در تفسير آيه فوق، مفسران احتمالات ديگرى نيز دادهاند، ولى ظاهر آيه همان است كه در بالا گفتيم.
اين احتمال نيز از جهتى قابل ملاحظه است كه: منظور از آيه، اين است كه:
«مخالفان تو در حقيقت به صدق و راستى تو معتقدند، و در حقانيت دعوتت شك ندارند، اگر چه ترس از به خطر افتادن منافعشان مانع از تسليم در مقابل حق مىشود و يا تعصب و لجاجت اجازه قبول به آنها نمىدهد».
از تواريخ اسلامى نيز استفاده مىشود كه: حتى مخالفان سرسخت پيامبر صلى الله عليه و آله در باطن، به صدق و راستى او در دعوتش معتقد بودند، از جمله اين كه نقل كردهاند: روزى «ابوجهل» با پيامبر صلى الله عليه و آله ملاقات كرد و با او مصافحه نمود كسى به او اعتراض كرد: چرا با اين مرد مصافحه مىكنى؟
گفت: به خدا سوگند مىدانم او پيامبر است و لكن ما زمانى تابع «عبد مناف» بودهايم! (يعنى پذيرفتن دعوت او سبب مىشود كه ما تابع قبيله آنان شويم). «١»