تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٧
مىكند با بيان و قلم توصيف كرد، بلكه بايد طعم آن را چشيد و وجودش را احساس نمود!
جالب اين كه: چنين فرد زنده، فعال، نورانى و مؤثرى را با افراد بىايمان لجوج مقايسه كرده، «چنين كسى را همانند شخصى مىشمارد كه در امواج ظلمتها و تاريكىها فرو رفته و هرگز از آن خارج نمىگردد؟! (كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها).
قابل توجه اين كه: نمىگويد: كَمَنْ فِى الظُّلُماتِ: «همانند كسى كه در ظلمتها است» بلكه مىگويد: كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ: «همانند كسى كه مثل او در ظلمات است».
بعضى گفتهاند: هدف از اين تعبير اين بوده كه اثبات شود چنان افراد به قدرى در تاريكى و بدبختى فرو رفتهاند كه وضع آنها ضربالمثلى شده است كه همه افراد فهميده از آن آگاهند.
ولى ممكن است اين تعبير، اشاره به معنى لطيفترى باشد و آن اين كه: از هستى و وجود اين گونه افراد در حقيقت چيزى جز يك شبح، يك قالب، يك مثال و يك مجسمه باقى نمانده است، هيكلى دارند بىروح و مغز و فكرى از كار افتاده!
اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه: راهنماى مؤمنان «نور» (با صيغه مفرد) و محيط كافران «ظلمات» (با صيغه جمع) ذكر شده؛ چرا كه ايمان يك حقيقت بيش نيست، و رمز وحدت و يگانگى است و كفر و بىايمانى سرچشمه پراكندگى، تفرقه و تشتّت است.
و در پايان آيه به علت اين سرنوشت شوم اشاره كرده، مىفرمايد: «اين چنين اعمال كافران در نظرشان جلوه داده شده است» «كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ ما