تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٨
«اى قريش! آيا نمىدانيد كه ما محمّد را همانند موسى پيامبر و رسول خدا مىدانيم و نام و نشان او در كتب آسمانى قيد گرديده است»؟! (و ما آن را يافتهايم).
وَ انَّ عَلَيْهِ فِى الْعِبادِ مَحَبَّةً وَ لاحَيْفَ فِى مَنْ خَصُّهُ اللَّهِ فِى الْحُبِّ:
«بندگان خدا علاقه ويژهاى به وى دارند و نسبت به كسى كه خدا او را به محبت خود اختصاص داده است اين علاقه بىمورد نيست». «١»
«ابن ابىالحديد» پس از نقل قسمت زيادى از اشعار «ابوطالب» (كه ابن شهر آشوب در متشابهات القرآن آنها را سه هزار بيت مىداند) مىگويد:
از مطالعه مجموع اين اشعار براى ما هيچ گونه ترديدى نخواهد ماند كه «ابوطالب» به مكتب برادرزادهاش ايمان داشته است.
٣- احاديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز نقل شده كه گواهى آن حضرت به ايمان عموى فداكارش «ابوطالب» را روشن مىسازد از جمله طبق نقل نويسنده كتاب «ابوطالب مؤمن قريش»: چون «ابوطالب» درگذشت، پيامبر صلى الله عليه و آله پس از تشييع جنازه او ضمن سوگوارى كه در مصيبت از دست دادن عمويش مىكرد، مىگفت:
وا أَبَتاهُ! وا أَبا طالِباهُ! وا حُزْناهُ عَلَيْكَ! كَيْفَ أَسْلُو عَلَيْكَ يا مَنْ رَبَّيْتَنِى صَغِيْراً، وَ أَجَبْتَنِى كَبِيْراً، وَ كُنْتُ عِنْدَكَ بِمَنْزِلَةِ الْعَيْنِ مِنَ الْحَدَقَهِ وَ الرُّوحِ مِنَ الْجَسَدِ:
«واى پدرم! واى ابوطالب! چقدر از مرگ تو غمگينم؟ چگونه مصيبت تو را