تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣١
با دلائل و نشانههاى روشنى كه پيامبران با خود داشتند حداقل احتمال صدق آنها در نظر هر بيننده مجسم مىشده است.
چطور ممكن است با چنين احتمالى انسان تقاضاى نابودى خودش را بكند، يا آن را به شوخى بگيرد؟!
ولى تعصب و لجاجت بلاى بزرگى است كه جلو هر گونه فكر و منطق را مىگيرد.
***
٢- فرمان از آنِ خداست
جمله «إِنِ الْحُكْمُ الَّا لِلَّهِ» معنى روشنى دارد و آن اين كه: هر گونه فرمان در عالم آفرينش و تكوين و در عالم احكام دينى و تشريع به دست خدا است، و بنابراين اگر پيامبر صلى الله عليه و آله مأموريتى پيدا مىكند آن هم به فرمان او است.
اگر حضرت مسيح مثلًا مردهاى را زنده مىكند، آن هم به اذن او است، همچنين هر منصبى اعم از رهبرى الهى و قضاوت و حكميت به كسى سپرده شده است، آن هم از ناحيه پروردگار است.
اما متأسفانه جمله به اين روشنى در طول تاريخ كراراً مورد سوء استفاده واقع شده است.
گاهى «خوارج» براى ايراد به مسأله تعيين «حكمين» در جريان جنگ «صفين» كه به پيشنهاد آنها و امثال آنها صورت گرفته بود به اين جمله چسبيده و به گفته على عليه السلام كلمه حقى را گرفته و در معنى باطلى به كار مىبردند، و تدريجاً جمله «لا حُكْمَ الَّا لِلَّهِ» شعارى براى آنها شد.
آنها آن قدر نادان و ابله بودند كه تصور مىكردند: اگر كسى به فرمان خدا و به دستور اسلام در موضوعى حَكَمِيَّت پيدا كرد، با جمله «إِنِ الْحُكْمُ الَّا لِلَّهِ»