تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٠
أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا». «١»
سپس براى تأكيد مطلب مىفرمايد: «تنها در يك صورت ممكن است ايمان بياورند و آن اين كه خداوند با مشيت اجبارى خود آنها را وادار به قبول ايمان كند» «إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ» و بديهى است كه اين گونه ايمان هيچ فايده تربيتى و اثر تكاملى نخواهد داشت.
و در پايان آيه اضافه مىكند: «بيشتر آنها جاهل و بىخبرند» «وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ».
در اين كه منظور از ضمير «هُم» در اين جمله چه اشخاصى هستند؟ در ميان مفسران گفتگو است: ممكن است اشاره به مؤمنانى باشد كه اصرار داشتند پيامبر صلى الله عليه و آله به خواسته اين دسته از كفار ترتيب اثر دهد و هر معجزهاى را پيشنهاد مىكنند بياورد.
زيرا بيشتر اين مؤمنان از اين واقعيت بىخبر بودند و توجه نداشتند كه آنها در تقاضاى خود صادق نيستند، ولى خدا مىدانست كه اين مدعيان دروغ مىگويند، به همين دليل به خواستههاى آنها ترتيب اثر نداد.
اما براى اين كه دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله بدون معجزه نمىتواند باشد در موارد خاصى معجزات مختلفى بر دست او آشكار كرد.
اين احتمال نيز وجود دارد كه ضمير «هُم» به «كفار درخواستكننده» بازگشت كند، يعنى بيشتر آنها از اين واقعيت بىخبرند كه خدا توانائى بر هر گونه