تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٧
فرزندزاده انسان محسوب مىشوند.
روى همين جهت، امامان اهل بيت عليهم السلام كه همه از طرف دختر به پيامبر صلى الله عليه و آله مىرسند، ابناء رسول اللّه: «فرزندان پيغمبر» خوانده مىشوند.
اگر چه در دوران جاهليت كه براى زن هيچ گونه اهميتى قائل نبودند، تنها نسب را از طرف پدر مىدانستند، ولى اسلام قلم بطلان بر اين فكر جاهلى كشيده است.
اما متأسفانه بعضى از نويسندگانى كه علاقه درستى به ائمه اهل بيت عليهم السلام نداشتند كوشش مىكردند اين موضوع را انكار كنند و از گفتن ابن رسول اللّه به آنها خوددارى نمايند، و سنن جاهلى را زنده كنند.
اتفاقاً اين موضوع در زمان خود ائمه عليهم السلام مطرح بوده است، و آنها با همين آيه كه دليل دندان شكنى محسوب مىشود، به آنها پاسخ مىگفتند.
از جمله در كتاب «كافى» و در تفسير «عياشى» از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود: خداوند متعال در قرآن مجيد، نسب عيسى را كه از طرف مادر به ابراهيم عليه السلام منتهى مىشود، به عنوان ذرّيّه (فرزندزاده) بيان كرده، آنگاه آيه: «وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ» را تا آخر و آيه بعد را هم تا لفظ عيسى عليه السلام تلاوت كرد. «١»
و نيز در تفسير «عياشى» از «ابو الاسود» روايت شده كه مىگويد: روزى «حجّاج» كسى را به نزد «يحيى بن معمّر» كه از علاقمندان خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله بود فرستاده، به او گفت: من شنيدهام تو حسن و حسين را فرزندان رسول خدا صلى الله عليه و آله مىدانى و در اين باره به آيات قرآن استدلال مىكنى؟
در حالى كه من قرآن را از اول تا به آخر خواندهام و به چنين آيهاى