تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٧
سوم، به «مشركان عرب» كه براى خدا شريك و شبيه قائل بودند. «١»
***
گفتيم اين سوره براى تحكيم پايههاى خداپرستى و توحيد در درون دلها، نخست انسان را متوجه عالم كبير مىسازد، و در آيه بعد انسان را به عالم صغير (انسان) توجه مىدهد و در اين مورد، به شگفتانگيزترين مسأله، يعنى آفرينش او از خاك و گل اشاره كرده، مىفرمايد: «او است خدائى كه شما را از گل آفريد» «هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ طينٍ».
درست است كه آفرينش ما از پدران و مادرانمان بوده است، نه از خاك، ولى چون آفرينش انسان نخستين، از خاك و گل بوده است، چنين خطابى به ما نيز درست و بى ايراد است.
آنگاه به مراحل تكاملى عمر انسان اشاره كرده، مىفرمايد: «پس از آن مدتى را مقرر ساخت» «ثُمَّ قَضى أَجَلًا» كه در اين مدت انسان در روى زمين پرورش و تكامل پيدا كند.
«اجل» در اصل، به معنى «مدت معين» است، و «قضاء اجل» به معنى تعيين مدت و يا به آخر رساندن مدت است، اما بسيار مىشود، كه به آخرين فرصت نيز «اجل» گفته مىشود.
مثلًا مىگويند: «اجلِ دَيْن» فرا رسيده است، يعنى آخرين موقع پرداخت بدهى رسيده است، و اين كه: به فرا رسيدن مرگ نيز، «اجل» مىگويند، به خاطر آن است كه آخرين لحظه عمر انسان در آن موقع است.