تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٣
درك مىكند، و راه هدايت و ضلالت را تا حدودى مىفهمد ولى مسلّماً فروغ چراغ عقل، و شعاعش محدود است، و ممكن است بسيارى از مطالب از ديد عقل مخفى بماند.
به علاوه، انسان در معلوماتش گرفتار اشتباه نيز مىشود و به همين دليل نياز به رهبران و راهنمايان الهى دارد.
بنابراين، جمله «خداوند داناتر است» صحيح خواهد بود، هر چند علم انسان با علم خدا قابل مقايسه نيست.
***
نكته:
اكثريتِ عددى اهميت ندارد
بر خلاف آنچه در نظر بعضى مسلّم است كه اكثريتهاى عددى همواره راه صحيح را مىپيمايند، قرآن در آيات متعددى اين موضوع را نفى كرده و براى اكثريتِ عددى اهميتى قائل نيست.
در حقيقت مقياس را اكثريتِ «كيفى» مىداند، نه «كمّى»، دليل اين موضوع روشن است؛ زيرا اگر چه در جوامع كنونى براى اداره اجتماع راهى جز تكيه كردن روى اكثريت نديدهاند.
ولى نبايد فراموش كرد كه اين موضوع- همان طور كه گفتيم يك نوع اجبار و بنبست است- چرا كه در جوامع مادى، براى اتخاذ تصميمها و تصويب قوانين، هيچ ضابطهاى كه خالى از اشكال و ايراد باشد وجود ندارد، لذا بسيارى از دانشمندان با اعتراف به اين حقيقت- كه نظر اكثريت افراد اجتماع، بسيارى از اوقات اشتباهآميز است- مجبور به پذيرش آن شدهاند چون راههاى ديگر، عيبش بيشتر است.