تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١
اتباع مسيح عليه السلام، مادام كه هماهنگى با برنامههاى آنها نبوده باشد، باعث نجات كسى نخواهد شد.
بلكه خود اين پيامبران از اين گونه افراد ابراز تنفر و انزجار كردند.
جمله آخر آيه نيز، اين مطلب را تأكيد مىكند و مىفرمايد: «اين اعلام تنفر و بيزارى به خاطر آن بود كه آنها گناهكار و متجاوز بودند» «ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ».
***
و در آيه بعد مىافزايد: به علاوه آنها به هيچ وجه مسئوليت اجتماعى براى خود قائل نبودند، و «يكديگر را از كار خلافى كه انجام مىدادند نهى نمىكردند» «كانُوا لايَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ».
و حتى جمعى از نيكان آنها با سكوت و سازشكارى، افراد گناهكار را عملًا تشويق مىكردند.
و به اين ترتيب، «برنامه اعمال آنها بسيار زشت و ناپسند بود» «لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ».
در تفسير اين آيه رواياتى از پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه اهل بيت عليهم السلام نقل شده كه بسيار آموزنده است.
در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم: لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لَتَأْخُذُنَّ عَلى يَدِ السَّفِيْهِ وَ لَتَأْطُرُنَّهُ عَلَى الْحَقِّ إِطْراً، أَوْ لَيَضْرِبَنَّ اللَّهُ قُلُوبَ بَعْضِكُمْ عَلى بَعْضٍ وَ يَلْعَنُكُمْ كَما لَعَنَهُمْ:
«حتماً بايد امر به معروف و نهى از منكر كنيد و دست افراد نادان را بگيريد و به سوى حق دعوت نمائيد و گرنه خداوند قلوب شما را همانند يكديگر مىكند و شما را از رحمت خود دور مىسازد همان طور كه آنها را از رحمت خويش