تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧
آن است كه: سؤالات مربوط به مسائلى بوده كه مىبايست از طريق وحى روشن گردد.
سپس اضافه مىكند: «تصور نكنيد: اگر خداوند از بيان پارهاى از مسائل سكوت كرده است، از آن غفلت داشته، بلكه مىخواسته است شما را در توسعه قرار دهد و آنها را بخشوده است، و خداوند بخشنده حليم است» «عَفَا اللَّهُ عَنْها وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَليمٌ».
در حديثى از على عليه السلام مىخوانيم: إِنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَيْكُمْ فَرائِضَ فَلا تُضَيِّعُوها وَ حَدَّ لَكُمْ حُدُوداً فَلا تَعْتَدُوها وَ نَهى عَنْ أَشْياءَ فَلا تَنْتَهِكُوها وَ سَكَتَ لَكُمْ عَنْ أَشْياءَ وَ لَمْيَدَعْها نِسْياناً فَلا تَتَكَلَّفُوها:
«خداوند واجباتى براى شما قرار داده آنها را ضايع مكنيد! و حدود و مرزهائى تعيين كرده از آنها تجاوز ننمائيد! و از امورى نهى كرده در برابر آنها پردهدرى نكنيد! و از امورى ساكت شده و صلاح در كتمان آن ديده و هيچ گاه اين كتمان از روى نسيان نبوده، در برابر اين گونه امور، اصرارى در افشاء نداشته باشيد»! «١»
سؤال:
ممكن است گفته شود: اگر افشاى اين امور بر خلاف مصلحت مردم است چرا با اصرار، افشا مىشود؟