تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨
در چنين موردى دستور مىدهد: «اگر اطلاعى حاصل شود كه آن دو نفر مرتكب گناه، جرم و تعدّى شدهاند (و حق را كتمان كردهاند)، دو نفر ديگر از كسانى كه گواهانِ نخست به آنها ستم كردهاند (يعنى ورثه ميّت) به جاى آنها قرار گرفته و براى احقاق حق خود شهادت و گواهى مىدهند» «فَإِنْ عُثِرَ عَلى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً فَآخَرانِ يَقُومانِ مَقامَهُما مِنَ الَّذينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الأَوْلَيانِ».
مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان» معتقد است: اين آيه از نظر معنى و اعراب، از پيچيدهترين و مشكلترين آيات قرآن است. «١»
ولى با توجه به دو نكته معلوم مىشود كه اين آيه آن قدر هم پيچيده نيست:
اوّلًا- منظور از «اسْتَحَقَّ» در اينجا به قرينه كلمه «إثْم» (گناه) همان جرم و تجاوز به حق ديگرى است.
و ثانياً- «اوْلَيان» در اينجا به معنى «اوّلان» است يعنى آن دو شاهدى كه در آغاز مىبايست شهادت بدهند و از راه راست منحرف شدهاند.
بنابراين معنى آيه چنين مىشود: اگر اطلاعى حاصل شد كه دو شاهد نخستين، مرتكب خلافى شدهاند، دو نفر ديگر جاى آنها را مىگيرند از همان كسانى كه دو شاهد نخست بر آنها تجاوز كردهاند. «٢»
و در ذيل آيه، وظيفه دو شاهد دوم را چنين بيان مىكند: «آنها بايد به خدا سوگند ياد كنند كه گواهى ما از گواهى دو نفر اول شايستهتر و به حق نزديكتر است و ما مرتكب تجاوز و ستمى نشدهايم و اگر چنين كرده باشيم از ظالمان و ستمگران خواهيم بود» «فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما وَ مَا اعْتَدَيْنا