تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٨
تفسير:
زندگى دنيا بازى و سرگرمى است
در تفسير آيه اول دو احتمال وجود دارد:
يكى اين كه: دنباله سخنان مشركان لجوج و سخت باشد كه به هنگام مشاهده صحنههاى رستاخيز آرزو مىكنند بار ديگر به دنيا باز گردند و جبران كنند، ولى قرآن مىگويد: اگر اينها باز گردند نه تنها به فكر جبران نخواهند بود و به كارهاى خود ادامه خواهند داد، كه اساساً رستاخيز و قيامت را هم انكار خواهند كرد، و با نهايت تعجب «خواهند گفت: زندگى تنها همين زندگى دنياست و ما هرگز برانگيخته نخواهيم شد»! «وَ قالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثينَ». «١»
احتمال ديگر اين كه: آيه، بحث جداگانهاى را درباره جمعى از مشركان كه معاد را به كلّى انكار مىكردند، بازگو مىكند؛ زيرا در ميان مشركان عرب جمعى بودند كه: عقيده به معاد نداشتند، در حالى كه بعضى ديگر به نوعى از معاد ايمان داشتند.
***
در آيه بعد، قرآن به سرنوشت آنها در روز رستاخيز اشاره كرده، مىگويد:
«اگر آنها را در آن هنگام كه در پيشگاه پروردگارشان ايستادهاند مشاهده كنى كه به آنها گفته مىشود: آيا اين حق نيست»؟ «وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ».
خواهى ديد كه «در پاسخ خواهند گفت: آرى، سوگند به پروردگار ما، اين حق است»! «قالُوا بَلى وَ رَبِّنا».