تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٤
همچنان درباره آئين او مطالعه و انديشه مىكرد، در آن روز طبق معمول خود براى شكار به بيابان رفته بود.
هنگامى كه از بيابان بازگشت، از جريان كار «ابوجهل» و برادرزاده خويش با خبر شده، سخت برآشفت و يكسر به سراغ «ابوجهل» رفت و چنان بر سر- يا بينى او- كوفت كه خون جارى شد و با تمام نفوذى كه «ابوجهل» در ميان قوم و عشيره خود- و حتى در ميان مردم «مكّه»- داشت به ملاحظه شجاعت فوقالعاده «حمزه» از نشان دادن عكسالعمل خوددارى كرد.
سپس حمزه به سراغ پيامبر صلى الله عليه و آله آمده، اسلام را پذيرفت و از آن روز رسماً به عنوان يك افسر رشيد اسلام، تا واپسين دم عمر، از اين آئين آسمانى دفاع مىكرد.
آيه فوق درباره اين حادثه نازل گرديد و وضع ايمان «حمزه» و پافشارى «ابوجهل» در كفر و فساد را مشخص ساخت. «١»
از بعضى روايات نيز استفاده مىشود: آيه در مورد ايمان آوردن «عمار ياسر» و اصرار «ابوجهل» در كفر نازل گرديده است. «٢»
در هر حال، اين آيه همانند آيات ديگر قرآن اختصاص به مورد نزول خود ندارد و داراى مفهوم وسيعى است كه در مورد هر مؤمن راستين، و هر بىايمان لجوج، صادق است.