تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٣
تفسير:
سوگند دروغ
در آيات گذشته دلايل منطقى متعددى در زمينه توحيد، ذكر شد كه براى اثبات يگانگى خدا و نفى شرك و بتپرستى كافى بود.
اما با اين حال، جمعى از مشركان لجوج متعصب، تسليم نشدند و شروع به بهانهجوئى كردند، و از جمله خارق عادات عجيب و غريبى از پيامبر صلى الله عليه و آله خواستند كه بعضى از آنها اساساً محال بود و به دروغ ادعا كردند كه هدفشان آن است: اين گونه معجزات را ببينند و ايمان بياورند.
قرآن در آيه نخست وضع آنها را چنين نقل مىكند: «با نهايت اصرار سوگند ياد كردند كه اگر معجزهاى براى آنها بيايد ايمان خواهند آورد» «وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِها». «١»
اما قرآن در پاسخ آنها، دو حقيقت را بازگو مىكند:
نخست به پيامبر صلى الله عليه و آله اعلام مىكند به آنها بگويد اين كار در اختيار من نيست كه هر پيشنهادى آنها بكنند انجام مىدهد، لذا مىفرمايد: «به آنها بگو: معجزات تنها از ناحيه خدا و به فرمان او است» «قُلْ إِنَّمَا الآياتُ عِنْدَ اللَّهِ».
سپس روى سخن را به مسلمانان سادهدلى كه تحت تأثير سوگندهاى غليظ و شديد مشركان قرار گرفته بودند كرده، مىفرمايد: «شما نمىدانيد كه اينها دروغ مىگويند و اگر اين معجزات و نشانههاى مورد درخواست آنها انجام شود باز ايمان نخواهند آورد» «وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ». «٢»