تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨١
تفسير:
وظيفه تو اجبار نيست
اين آيات، در حقيقت يك نوع خلاصه و نتيجهگيرى از آيات گذشته است.
در آيه نخست مىفرمايد: «دلائل و نشانههاى روشن در زمينه توحيد، خداشناسى و نفى هر گونه شرك كه مايه بصيرت و بينائى است براى شما آمد» «قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ».
«بَصائِر» جمع «بصيرة» از ماده «بصر» به معنى ديدن است، ولى معمولًا در بينش فكرى و عقلانى به كار برده مىشود.
و گاهى به تمام امورى كه باعث درك و فهم مطلب است، اطلاق مىگردد، و در آيه فوق به معنى دليل و شاهد و گواه آمده است و مجموعه دلائلى را كه در آيات گذشته در زمينه خداشناسى گفته شد در بر مىگيرد، بلكه مجموع قرآن در آن داخل است.
سپس براى اين كه: روشن سازد اين دلائل به قدر كافى حقيقت را آشكار مىسازد و جنبه منطقى دارد، مىفرمايد: «آنهائى كه به وسيله اين دلائل چهره حقيقت را بنگرند به سود خود گام برداشتهاند، و آنها كه همچون نابينايان از مشاهده آن خود را محروم سازند به زيان خود عمل كردهاند» «فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها».
و در پايان آيه از زبان پيغمبر صلى الله عليه و آله مىگويد: «من نگاهبان و حافظ شما نيستم» «وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفيظٍ».
در اين كه منظور از اين جمله چيست؟ مفسران دو احتمال دادهاند:
نخست اين كه: من حافظ اعمال، مراقب و مسئول كارهاى شما نيستم، بلكه خداوند همه را نگاهدارى مىكند و پاداش و كيفر هر كس را خواهد داد، وظيفه