تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٤
در منابع اصيل اسلام نيز، شواهد فراوانى براى اين موضوع مىيابيم كه با بررسى آنها در تعجب و حيرت عميق فرو مىرويم كه: چرا «ابوطالب» از طرف جمعى اين چنين مورد بىمهرى و اتهام قرار گرفته است؟!
كسى كه با تمام وجود خود، از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله دفاع مىكرد، و بارها خود و فرزند خويش را در مواقع خطر، همچون سپر در برابر وجود پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله قرار داد چگونه ممكن است مورد چنين اتهامى واقع شود؟!
اينجا است كه محققان باريكبين چنين حدس زدهاند كه موج مخالفت بر ضد «ابوطالب» يك موج سياسى است كه از مخالفت «شجره خبيثه بنىاميه» با موقعيت على عليه السلام سرچشمه گرفته است.
زيرا: اين تنها «ابوطالب» نيست كه به خاطر نزديكيش با على عليه السلام اين چنين مورد تهاجم قرار گرفته، بلكه مىبينيم هر كس در تاريخ اسلام به نحوى از انحاء، ارتباط نزديك با امير مومنان على عليه السلام داشته از اين حملات ناجوانمردانه بر كنار نمانده است.
در حقيقت «ابوطالب» گناهى نداشت جز اين كه: پدر على بن ابيطالب پيشواى بزرگ اسلام بود!
در اينجا فشردهاى از دلائل گوناگونى كه به روشنى، گواهى بر ايمان «ابوطالب» مىدهد فهرستوار مىآوريم و شرح بيشتر را به كتابهائى كه در اين زمينه نوشته شده، موكول مىكنيم:
١- «ابوطالب» قبل از بعثت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به خوبى مىدانست كه فرزند برادرش به مقام نبوت خواهد رسيد؛ زيرا مورخان نوشتهاند: در سفرى كه «ابوطالب» با كاروان قريش به شام رفت، برادرزاده دوازده ساله خود محمّد صلى الله عليه و آله را نيز با خويش همراه برد.