تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨
شرك بود به مسيحيت افزودند.
لذا مىبينيم «ثالوث هندى» (ايمان به خدايان سهگانه برهما، فيشنو، سيفا) از نظر تاريخى قبل از تثليث مسيحيت بوده است و در حقيقت اين انعكاسى از آن است.
در آيه ٣٠ سوره «توبه» نيز پس از ذكر غلوّ يهود و نصارى درباره «عزير و مسيح عليه السلام» مىخوانيم: يُضاهِئُونَ قَوْلَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْل: «گفتار آنها شبيه سخنان كافران پيشين است».
در اين عبارت، دو بار جمله «ضَلُّوا» درباره كفارى كه اهل كتاب، غلوّ را از آنها اقتباس كردند تكرار شده است.
اين تكرار ممكن است به خاطر تأكيد بوده باشد و يا به خاطر اين كه آنها قبلا گمراه بودند و بعد كه با تبليغات خود ديگران را نيز گمراه كردند به گمراهى جديدى افتادند؛
زيرا كسى كه سعى مىكند ديگران را هم به گمراهى بكشاند در حقيقت از همه كس گمراهتر است؛ چرا كه نيروهاى خود را در مسير بدبختى خويش و ديگران تلف كرده و بار مسئوليت گناهان ديگران را نيز بر دوش كشيده است.
آيا كسى كه در جاده مستقيم قرار گرفته هرگز حاضر مىشود علاوه بر بار گناه خويش بار گناه ديگران را نيز بر دوش بكشد؟
***