تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧
ساخته است.
و نيز آيه اول سوره «اسراء» را فراموش كردهاند كه صريحاً مىگويد:
خداوند در يك شب پيامبرش را از مسجد الحرام به مسجد اقصى برد.
رابعاً- اين باوركردنى نيست كه قرآن مملوّ از معجزات و خارق عادات انبياء و پيامبران بوده باشد و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بگويد: من خاتم پيامبرانم و برتر از همه آنها، و آئين من بالاترين آئين است، اما در برابر خواسته حقجويان كمترين معجزهاى از خود نشان ندهد.
آيا در اين صورت در نظر افراد بىطرف و حقيقتطلب نقطه ابهام مهمى در دعوت او پيدا نمىشد؟!
اگر او معجزهاى نمىداشت، مىبايست مطلقاً سخنى از معجزات انبياى ديگر نگويد تا بتواند برنامه خويش را توجيه نمايد و راههاى اعتراض را بر خود ببندد.
اين كه او با دست و دل باز مرتباً از اعجاز ديگران سخن مىگويد و خارق عادات موسى بن عمران و عيسى بن مريم و ابراهيم و صالح و نوح عليهم السلام را بر مىشمرد، دليل روشنى است كه او از نظر معجزات خود، كاملًا مطمئن بوده است.
لذا در تواريخ اسلامى و روايات معتبر و «نهج البلاغه» خارق عادات مختلفى از پيامبر نقل شده است كه مجموع آنها در سر حدّ تواتر است.
***