تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢
صورت يك عادت ثانوى در رگ و پوست آنها نفوذ كرده بود- استفاده كرد.
به اين ترتيب كه: نخست در بعضى از سورههاى «مكّى» اشاراتى به زشتى اين كار نمود، چنان كه در آيه ٦٧ سوره «نحل» مىخوانيم:
وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخيلِ وَ الأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً: «از ميوههاى درخت نخل و انگور، مسكرات و روزىهاى پاكيزه فراهم مىكنيد».
در اينجا «سَكَر» يعنى مسكر و شرابى را كه از انگور و خرما مىگرفتند،.
درست در مقابل رزق حسن قرار داده است، و آن را يك نوشيدنى ناپاك و آلوده شمرده است.
ولى عادت زشت شرابخورى از آن ريشهدارتر بود، كه با اين اشارهها ريشهكن شود.
به علاوه، شراب بخشى از درآمدهاى اقتصادى آنها را نيز تأمين مىكرد لذا هنگامى كه مسلمانان به «مدينه» منتقل شدند و نخستين حكومت اسلامى تشكيل شد، دومين دستور در زمينه منع شرابخوارى به صورت قاطعترى نازل گشت، تا افكار را براى تحريم نهائى آمادهتر سازد، در اين موقع بود كه آيه ٢١٩ سوره «بقره» نازل گرديد كه:
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فيهِما إِثْمٌ كَبيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما: «درباره شراب و قمار از تو سؤال مىكنند، بگو: در آنها گناه و زيان بزرگى است؛ و منافعى (از نظر مادّى) براى مردم در بر دارد؛ (ولى) گناه آنها از نفعشان بيشتر است».
در اين آيه ضمن اشاره به منافع اقتصادى مشروبات الكلى براى بعضى از جوامع همانند جامعه جاهليت، اهميت خطرات و زيانهاى بزرگ آن را كه به درجات از منافع اقتصادى آن بيشتر است يادآور مىشود.