تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٧
حد وسط گردد.
ولى البته، احتمال اول با اطلاق آيه سازگارتر است.
سپس به سومين مورد از كفاره پرداخته كه: «آزاد كردن يك برده است» «أَوْ تَحْريرُ رَقَبَةٍ».
در اين كه آيا بردهاى كه آزاد مىشود بايد ايمان و اسلام داشته باشد، يا آزاد كردن هر گونه بردهاى كافى است؟
در ميان فقهاء گفتگو است كه توضيح آن را بايد در كتب فقهى خواند، اگر چه ظاهر آيه مطلق است.
و اين خود مىرساند: اسلام براى آزاد ساختن بردگان از وسائل گوناگون استفاده كرده است، و در عصر و زمانى همچون زمان ما كه ظاهراً بردهاى وجود ندارد، بايد يكى از دو كفاره ديگر را انتخاب نمود.
شك نيست اين سه موضوع از نظر قيمت بسيار متفاوت است، و شايد اين تفاوت به خاطر آن است كه مكلف آزاد باشد و بتواند به اندازه توانائى خود يكى را انتخاب كند.
اما ممكن است كسانى باشند كه قدرت بر هيچ يك از اينها را نداشته باشند لذا بعد از بيان اين دستور مىفرمايد: «آنهائى كه دسترسى به هيچ يك ندارند بايد سه روز روزه بگيرند» «فَمَنْ لَمْيَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ».
بنابراين، گرفتن سه روز روزه، منحصراً مربوط به كسانى است كه قدرت بر انجام يكى از سه موضوع فوق را نداشته باشند.
آنگاه براى تأكيد مىفرمايد: «اين كفاره سوگندهاى شما است هنگامى كه سوگند ياد مىكنيد» «ذلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمانِكُمْ إِذا حَلَفْتُمْ».
ولى براى اين كه: كسى تصور نكند با دادن كفاره، شكستن سوگندهاى