تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤
تفسير:
كينهتوزى يهود و نرمش نصارى
در اين آيات، مقايسهاى ميان يهوديان و مسيحيانى كه معاصر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بودهاند، شده است.
در نخستين آيه، يهود و مشركان در يك صف قرار داده شدهاند و مسيحيان در صف ديگر، در آغاز مىفرمايد: «سرسخترين دشمنان از نظر عداوت نسبت به كسانى كه ايمان آوردهاند، يهود و مشركان هستند، و با محبتترين آنها نسبت به مؤمنان، مدعيان مسيحيتاند» «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصارى».
تاريخ اسلام گواه اين حقيقت است؛ زيرا در بسيارى از صحنههاى نبردهاى ضد اسلامى، يهود به طور مستقيم يا غير مستقيم دخالت داشته و از هر گونه كارشكنى و دشمنى خوددارى نمىكرده است، افراد بسيار كمى از آنها به اسلام گرويدند، در حالى كه در غزوات اسلامى، مسلمانان را كمتر مواجه با مسيحيان مىبينيم و نيز افراد زيادى از آنها را مشاهده مىكنيم كه به صفوف مسلمين پيوستهاند.
پس از آن، قرآن دليل اين تفاوت روحيه و خط مشى اجتماعى را طى چند جمله بيان كرده، مىگويد: مسيحيان معاصر پيامبر صلى الله عليه و آله امتيازاتى دارند كه در يهود نيست.
نخست اين كه: «در ميان آنها جمعى دانشمند هستند كه به اندازه دانشمندان دنياپرست يهود در كتمان حقيقت كوشش ندارند» «ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ». «١»