تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٥
١٤٠ قَدْ خَسِرَ الَّذينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِراءً عَلَى اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَ ما كانُوا مُهْتَدينَ
ترجمه:
١٤٠- به يقين آنها كه فرزندان خود را از روى جهل و نادانى كشتند، گرفتار خسران شدند؛ (زيرا) آنچه را خدا به آنها روزى داده بود، بر خود تحريم كردند؛ و بر خدا افتراء بستند. آنها گمراه شدند؛ و (هرگز) هدايت نيافته بودند.
تفسير:
زيان و خسران اقوام جاهلى
در تعقيب چند آيه گذشته كه در آنها سخن از قسمتى از احكام خرافى و آداب زشت و ننگين عصر جاهليت عرب، از جمله كشتن فرزندان به عنوان قربانى بتها، و يا زنده به گور كردن دختران به عنوان حفظ حيثيت قبيله و خانواده، و همچنين تحريم قسمتى از نعمتهاى حلال به ميان بود، در اين آيه به شدت همه اين اعمال و احكام را محكوم كرده و با «هفت تعبير مختلف» در جملههائى كوتاه اما بسيار رسا و جالب، وضع آنها را روشن مىسازد.
نخست مىفرمايد: «كسانى كه فرزندان خود را از روى سفاهت و جهل كشتند زيان كردند» «قَدْ خَسِرَ الَّذينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ».
هم از نظر انسانى و اخلاقى، هم از نظر عاطفى، و هم از نظر اجتماعى، گرفتار خسارت و زيان گشتند و از همه بالاتر خسارت معنوى در جهان ديگر.
در اين جمله عمل آنها يك نوع «خسران و زيان» و سپس «سفاهت و