تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٢
به همين مناسبت، گاهى به «عقل» حجر گفته مىشود، به خاطر آن كه انسان را از كارهاى خلاف منع مىكند.
و هر گاه كسى زير نظر و تحت حمايت ديگرى قرار بگيرد مىگويند در «حِجر» او است.
و «محجور» به كسى گفته مىشود كه از تصرف در اموال خويش ممنوع است. «١»
سپس به دومين چيزى كه آنها تحريم كرده بودند اشاره كرده، مىفرمايد:
«آنها معتقد بودند: قسمتى از چهار پايان هستند كه سوار شدن بر آنها حرام است» «وَ أَنْعامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُها».
ظاهراً مراد همان حيواناتى است كه در آيه ١٠٣ سوره «مائده» به عنوان «سائبه»، «بحيره» و «حام» شرح آن گذشت (براى اطلاع بيشتر ذيل آيه مزبور را مطالعه فرمائيد).
بعد از آن، سومين قسمت از احكام نارواى آنها را بيان كرده، مىفرمايد: «نام خدا را بر قسمتى از چهار پايان نمىبردند» «وَ أَنْعامٌ لا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا».
اين جمله ممكن است اشاره به حيواناتى باشد كه به هنگام ذبح تنها نام بت را مىبردند و يا حيواناتى بوده است كه سوار شدن بر آنها براى حج را تحريم كرده بودند، چنان كه در تفسير «مجمع البيان»، تفسير «كبير»، «المنار» و «قرطبى» از بعضى از مفسران نقل شده است، «٢» و در هر دو صورت حكمى بود بىدليل و خرافى.